تبليغاتX
یک قدم تا رهایی...
سنگ قبرهایی با نوشته‌های بامزه در مکزیک/عکس



http://www.khabaronline.ir/images/2009/10/2h3ps7l.jpg

شوهری خوب، پدری عالی اما برقکاری بد!


http://www.khabaronline.ir/images/2009/10/34i0d5c.jpg

یادبودی از سوی پسران (بجز ریکاردو که هیچ پولی نپرداخته)





http://www.khabaronline.ir/images/2009/10/260aloo.jpg




اینک در آغوش پروردگاری. خدایا مواظب کیف پولت باش!

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 14:37  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

1- عقب نشيني از حقوق ملت ايران خيانت است...

2- ما بر سر حقوق مسلم خود حاضر به مذاكره با هيچ كشوري نيستيم...

3- ما ذره اي از حقوق ملت ايران عقب نشيني نخواهيم كرد...

4- اصولا ملت ايران به اجازه نخواهد داد كه بر سر حقوق اساسي آنها با كسي مذاكره كنيم...

5- ما از حقوق ملتمان به اندازه سر سوزني كوتاه نمي آييم....

6- جهانيان بدانند ملت ايران از حقوق مسلم خود عقب نشيني نخواهد كرد...

7-

....

جملات فوق عينا متن گفته هاي مسئولين ايران است.

در طي ساليان اخير چندبار جملات فوق را شنيده ايد؟

10 بار ، 100 بار، 1000 بار ....

يك سوال ؟!

طبق بند ششم قطعنامه لازم الاجرا 598 شوراي امنيت (كه با توافق سه جانبه ايران ، عراق و سازمان ملل متحد تنظيم شد)  ، دبير كل سازمان ملل موظف به شناسايي متجاوز در جنگ ايران و عراق شد و متجاوز ملزم و متعهد به پرداخت كليه خسارات و همچنين غرامت به كشور مقابل گرديد.

اين قطعنامه در تاريخ 27 تيرماه 1367 مورد قبول ايران و عراق قرار گرفت.

پس از بررسي هياتهاي مختلف كارشناسي شوراي امنيت و سازمان ملل ، خاويار پرز دكوئيار( دبير كل وقت سازمان ملل متحد) طي بيانيه اي رسمي عراق را متجاوز اعلام كرد و عراق ملزم به پرداخت كليه خسارات و همچنين غرامت به كشور ايران شد..

رييس جمهور وقت (هاشمي رفسنجاني) و وزير كشور وقت (عبدالله نوري) حداقل خسارت وارده به كشور در طول 2900 روز جنگ را حداقل 1000 ميليارد دلار اعلام كردند. حال آنكه صرفا خسارت ناشي  از شهادت حداقل 300 هزار نفر، مجروح شدن  حداقل 700 هزار نفر، تخريب كامل حداقل 10 شهر كشور، تخريب عمده 5 استان كشور، حملات موشكي به حداقل 30شهر كشور،  هزاران بي خانمان و جنگ زده ، تخريب صنايع و زيرساختهاي اقتصادي و ... غرامت آنها شايد بسيار بيشتر باشد.

اما

ضروري است بدانيد  كشور كويت بخاطر 40 روز اشغال كشورش توسط عراق در جنگ اول خليج فارس،  200 ميليارد دلار غرامت درخواست كرد و  طي چند سال از درآمد حاصل از فروش نفت عراق ، غرامت مذكور به حساب كويت واريز شد.

حال ما به همين 1000 ميليارد دلار هم قانع باشيم چون مبلغ بالايي است.

اما

در اين مدت حدود 20سال، ايران حاضر به پيگيري دريافت خسارت و غرامت خود از عراق نشد..

 

چندي پيش يك خبرنگار از يكي از مسئولين ارشد  مملكتي( نماينده ويژه 18 ساله رهبر در شوراي عالي امنيت ملي، رييس قبلي صدا و سيما و دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي و رييس فعلي مجلس) در باره علت عدم پيگيري غرامت جنگ از عراق پرسيده بود . وي پرسيد  سرنوشت پرداخت خسارات جنگ تحميلي بر كشور به كجا انجاميده است؟

در جواب وي با عتاب و تندي گفته شد، ديگر در مورد اين قضيه سئوال نپرسيد و پيگيري نكنيد . اين خلاف مصالح ملي است!

هرچه فكر كنيم  كه علت آنكه ما نبايد پيگير خسارات و غرامت جنگ ويرانگرباشيم چيست . احتمالا جوابي منطقي نخواهيد يافت!

 

شگفتي آنجاست كه ما  بايد پيگير منافع، فلسطين و لبنان و ونزوئلا و بوليوي و بوسني و كاستاريكا و سريلانكا و ... باشيم اما حق پيگيري حقوق مسلم خود را نداريم!

 

يك سوال  ديگر ؟!

 

طبق دو معاهده رسمي فيمابين ايران و شوروي سابق در دهه 1920 و 1940 سهم ايران و شوروي سابق از حقوق و كليه منافع درياي خزر، مساوي و مشترك است.

همچنان كه معاهدات و حقوق بين­الملل و منطق ايجاب مي كرد در سال 1991 كشورهاي تازه استقلال يافته شوروي سابق، به مجامع جهاني اعلام نمودند كشورهايشان به كليه معاهدات و تفاهمنامه هاي فيمابين با ساير كشورها پايبند است.

لذا 4 كشور تركمنستان، قزاقستان، روسيه و آذربايجان ، به دلخواه خودشان ، مختار به تقسيم منافع درياي خزر، از سهم 50 درصدي شوروي سابق بودند.

 اما جايگاه بين المللي و قدرت چانه زني ايران در سالهاي اخير چنان تنزل يافته  و اوامر و دستورات سران كرملين ( روسيه)  ما را به جايي برد كه سران ايران حاضر شدند بر سر 50 درصد سهم قطعي و قانوني خود در درياي خزر بر سر ميز مذاكره بنشينند.

در اجلاسي كه به دليل حضور شخص ولاديمير پوتين(رييس جمهور وقت روسيه) با ذوق زدگي زائدالوصف ايران در تهران برگزار شد، به جايي رسيديم كه در عين ناباوري سهم ايران از منافع رو و زير زميني خزر 3/11 (يازده و سه دهم ) تعيين شد!

پنجاه درصد كجا و يازده درصد كجا ؟!

وقتي اين مساله با واكنش شديد نخبگان و مردم مواجه شد ، وزير خارجه دولت نهم در مراسم عيد غدير در ميان كاركنان وزارت خارجه اعلام كرد:" اين يك جنجال است . اين را بدانيد حق ايران از رژيم حقوقي درياي خزر هيچگاه در طول تاريخ بيش از 11 ( يازده)درصد نبوده است!"

كار به جايي رسيد كه  كاظم جلالي (عضو و مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس) اعلام كرد: "اگر ما به سهم 20 درصدي از خزر برسيم براي ما يك پيروزي خواهد بود ."

جالب است اجلاس اخير براي تعيين رژيم حقوقي درياي خزر اينبار در قزاقستان و بدون دعوت از ايران انجام شد.

و هم اكنون چندسال است به جايي رسيديم كه كشور آذربايجان نفت را ، و كشور تركمنستان گاز را از زير آب و خاك خارج مي كند اما ما نمي توانيم دم بر آوريم. ( صحت اين گفته را مي­توانيد از هر كارشناس مستقل نفت و گاز جويا شويد.)

 

وقتي كشور آذربايجان (كه ايران خود را متعهد به ارسال كمكهاي انسان دوستانه كميته امداد امام به محرومان آن كشور مي­داند) ايران را از كنسرسيوم استخراج نفت در سواحل مشترك آذربايجان و ايران اخراج كرد ، سخت ترين و تندترين واكنش ايران اين بود كه وزير خارجه ايران اين مساله را صرفا " كار بد " توصيف كرد و هيچ اقدام حقوقي براي استيفاي حق مسلم ايران از منافع خزر انجام نشد.

 

اي كاش به جاي روسيه ، آمريكا در ساحل خزر بود . چون مسئولين ايران فقط مي توانند در مقابل آمريكا و اسراييل چنگ و دندان نشان دهند و در مقابل ساير كشورها كلاه ايران پشم ندارد.

در واقع تئوري و دكترين اصلي جمهوري اسلامي اين است

" به همه كشورها بايد باج داد تا به آمريكا باج نداد.

 

حال آيا جملات مسئولين جمهوري اسلامي درباره كوتاه نيامدن

 از حقوق ملت ايران، صحت دارد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 15:36  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 


نماينده ولي‌فقيه در دانشگاه خواجه‌‌نصرالدين‌طوسي در گفت‌و‌گو با ايلنا:
 
وضعيت دانشگاه‌ها به دليل اختلاط‌جنسيتي افتضاح است
با اختلاط دختر و پسر در دانشگاه‌ها مخالفيم/دختران و پسران جوان داراي غريضه، غضب و شهوت هستند بنابراين هيچ وقت روابط آنها عادي نمي‌شود/دوجنسيتي بودن دانشگاه‌ها مثال پنبه و آتش است/دختر با يك لبخند پسر را مي‌دزدد.

 ايلنا: نماينده ولي‌فقيه در دانشگاه خواجه ‌نصرالدين طوسي كه ابداع‌كننده راه‌اندازي مراكز همسريابي در دانشگاه‌ها است با طرح تك‌جنسيتي كردن دانشگاه‌ها موافق است. او معتقد است كه تحصيل دانشجويان دختر و پسر به صورت مختلط در دانشگاه‌ها باعث به وجود آمدن دوستي‌هايي مي‌شود كه عوارض خطرناكي به دنبال دارد و البته اين عوارض اجتناب‌ناپذير است زيرا اگر گوشت را جلوي گربه بيندازي غيرممكن است كه گربه گوشت را نخورد.
حجت‌الاسلام فضل‌علي در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا در رابطه با تك‌جنسيتي شدن دانشگاه‌ها گفت: يك ضرب‌المثل قديمي است كه مي‌گويد دختر و پسر جوان در كنار يكديگر مثل پنبه و آتش هستند ما اين ضرب‌المثل را قبول داريم و معتقديم پنبه در كنار آتش سالم نمي‌ماند و مي‌سوزد بنابراين با اختلاط دختر و پسر در دانشگاه‌ها مخالفيم.
او با انتقاد از اينكه گروهي معتقدند اگر پسر و دختر در كنار هم تحصيل كنند بر اثر گذشت زمان مي‌توانند روابط عادي و معمولي پيدا كنند گفت:‌ دختران و پسران جوان داراي غريضه، غضب و شهوت هستند بنابراين هيچ وقت روابط آنها عادي نمي‌شود.
نماينده ولي‌فقيه در دانشگاه خواجه‌نصير افزود: پيامبر اكرم مي‌گويد نگاه به جنس مخالف آن هم در ايام جواني تيري از تيرهاي شيطان است كه به خطا نمي‌رود و اين گفته پيامبر يعني جوان نگاه مي‌كند، لذت مي‌برد دل و قلبش برده مي‌شود و به دنبال رفتن دل و قلب پايش نيز در جهت گناه به حركت درمي‌آيد.
فضل‌علي اظهار كرد: در چند سالي كه در دانشگاه‌هاي كشور حضور داشته‌ام خاطرات بسيار تلخي از روابط دخترها و پسرها دارم بسيار مشاهده شده است كه يك خانواده با هزار اميد و آرزو فرزند خود را به دانشگاه مي‌فرستد كه درس بخواند، مدرك بگيرد و به شهر خود بازگردد اما اين خانواده‌ها هرگز به آرزوي خود نرسيده‌اند و فرزند آنها در وادي نامناسبي گرفتار آمده است و اينها همه ناشي از دوجنسيتي بودن دانشگاه‌ها است.
او ادامه داد: در دانشگاه‌هاي دوجنسيتي همه‌چيز از اين آغاز مي‌شود كه دختر و پسر در يك كلاس كنار يكديگر درس مي‌خوانند، دختر با يك لبخند پسر را مي‌دزدد و از همين روابط است كه به جاهاي خطرناك مي‌رسند.
نماينده ولي‌فقيه در دانشگاه خواجه ‌نصرالدين طوسي افزود: كساني كه امروز در دانشگاه‌ها تحصيل مي‌كنند افرادي هستند كه تا ديروز در دبيرستان‌هاي تك‌جنسيتي مشغول علم‌آموزي بوده‌اند و اكنون كه به اوج جواني و غرور رسيده‌اند در يك فضاي آزاد دوجنسيتي قرار مي‌گيرند و اين دقيقا مصداق اين است كه گوشت را جلوي گربه بيندازي مگر مي‌شود گربه گوشت را نخورد؟
فضل‌علي در واكنش به اين گفته خبرنگار ايلنا كه با اين توصيف شما از دانشگاه‌ها بايد وضعيت دانشگاه‌ها اسف‌بار باشد گفت:‌وضعيت دانشگاه‌ها افتضاح است ما حتي در دانشگاه‌ها شاهد هستيم كه فرزندان خانواده‌هاي مذهبي هم گرفتار دوستي‌هاي نامناسب مي‌شوند.
او ادامه داد: بالاي 90 درصد دخترها و پسرهاي جوان چه مذهبي و چه غير مذهبي در دانشگاه‌ها با هم دوست هستند و اين خطر جدي است.
نماينده ولي‌فقيه در دانشگاه خواجه ‌نصرالدين طوسي در پاسخ به اين سئوال كه حضرت امام در اوايل انقلاب گفته بودند اگر قرار است بين دخترها و پسرها ديوار بكشيد،‌دانشگاه‌ را تعطيل كنيد گفت: ما نيز با ديوار كشيدن بين دختر و پسر مخالف هستيم. زيرا معتقديم انسان نسبت به آنچه كه از آن منع شود ترس بيشتري از آن به خرج مي‌دهد منظورمان اين نيست بلكه ما مي‌گوييم بايد در رابطه با جداسازي دخترها و پسرها در دانشگاه‌ها كار كارشناسي صورت بگيرد، تحقيقات لازم انجام شود و سپس براي آزمايش اين اقدام در برخي از دانشگاه‌ها عملياتي شود. اگر نتيجه مثبت بود در همه دانشگاه‌ها اجرا شود.
فضل‌علي گفت: وقتي به حوزه‌هاي علميه كه تك‌جنسيتي هستند نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم درصد خطا، گناه و اشتباه در آنها بسيار پايين‌تر از دانشگاه‌ها است و اين به مدد آن است كه در آنجا فضاي سالمي براي تحصيل مهيا شده است.
او ادامه داد:‌ من خود در حوزه علميه تحصيل كرده‌ام و رفت و آمد زيادي به حوزه‌ها دارم و از طرفي در دانشگاه‌ها نيز بسيار حضور داشته‌ام و خود مشاهده كرده‌ام كه فضاي حوزه‌هاي علميه بسيار سالم است اما در دانشگاه‌ها حتي شاهد بودم كه پسري موي دختري را مي‌بافد و هزار و يك ادا و اطوار از خود درمي‌آورند.
نماينده ولي‌فقيه در دانشگاه خواجه ‌نصرالدين طوسي در پاسخ به اين سئوال كه اگر در دانشگاهي كه جداسازي جنسيتي صورت گيرد بالاخره در جايي دو جنس دختر و پسر در جامعه به هم مي‌رسند، آيا فكر نمي‌كنيد اثرات ارتباط آنها با يكديگر در جايي نمود پيدا كند، گفت: خير، چون در هر خانواده‌اي خواهر و برادري وجود دارند كه با هم زندگي مي‌كنند بنابراين آنها شناخت لازم نسبت به جنس مخالف را در خلال زندگي خود به نحو صحيح به دست مي‌آورند.
او ادامه داد:‌ ضمن اينكه هر خانواده‌اي فاميل و آشناهاي دور و نزديكي دارد كه در آنها دختر و پسرهايي وجود دارد و در خلال تعامل‌ها و رفت‌وآمدهاي خانوادگي، مهماني‌ها و عروسي‌ها تا حدودي كه نياز باشد و حتي بيشتر از نياز ارتباطاتي كه لازم است دخترها و پسرها با يكديگر داشته باشند، تامين مي‌شود.
فضل‌علي افزود: البته كتاب‌هايي نيز در خصوص احوالات دختران و پسران و خصوصيات آنها نگاشته شده است كه منبع بسيار مفيدي براي جواناني كه مي‌خواهند در رابطه با جنس مخالف خود شناخت داشته باشند، باشد. بنابراين جوانان اگر با اين روش‌ها به دنبال شناخت از جنس مخالف خود باشند عوارض بسيار كمتري را درجامعه شاهد هستيم.
او همچنين از عملكرد صدا و سيما در رابطه با نوع روابطي كه در خلال‌ فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني ترديد مي‌كنند انتقاد كرد و گفت: دراين برنامه‌ها روابطي ترويج مي‌شود كه با سيستم فرهنگي كشور هماهنگ نيست و ما با خيلي از اين برنامه‌ها مخالف هستيم و اعلام كرده‌ايم كه اين برنامه‌ها عوارض دارد و درسرساز است
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 17:16  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

رحیمی در ایراد سخنان شگفت‌انگیز
گوی سبقت را از مشایی ربود!

معاون اول رئیس‌جمهور می‌گوید: راه یکی از موضوعات بسیار مهمی است که در سراسر دنیا و همه بلاد در مورد آن گفت‌وگو می‌کنند. راه همین راهی است که مادی است که در روی زمین، هوا، ریل احداث می‌شود. البته راه‌های دیگری هم وجود دارد که راه معنوی است راه شهید همت راه انبیاء راه اولیاء و...
به گزارش ایلنا، رحیمی معاون اول محمود احمدي‌نژاد در مراسم کلنگ‌زنی احداث آزادراه همت به کرج گفت: آقای بهبهانی زمستان و تابستان را به هم دوخته و از شمال به جنوب، شرق و غرب پیوسته در جست‌وجوی راه است به این جهت برای ایشان و آقای صدیق آرزوی توفیق می‌کنم.
وی افزود: راه یکی از موضوعات بسیار مهمی است که در سراسر دنیا و همه بلاد در مورد آن گفت‌وگو می‌کنند. راه همین راهی است که مادی است که در روی زمین، هوا، ریل احداث می‌شود. البته راه‌های دیگری هم وجود دارد که راه معنوی است راه شهید همت راه انبیاء راه اولیاء و...
وی افزود: انواع راه‌های معنوی وجود دارد که البته راه دوستی یکی دیگر از این راه‌هاست امروز در جهت آغاز این راه در راه خدمت دولت احمدی‌نژاد که در سفر اول مطالعات این راه مصوب شده و در دور دوم دستور عملیاتی شدن آن به کارگروه مصوب شده قرار داریم.
معاون اول رئیس‌جمهور ادامه داد: این راه به وزرای دفاع، راه، کشاورزی، دادگستری، محیط زیست و همه کسانی که به آن ارتباط پیدا می‌کنند باز می‌گردد و این افراد با تشکیل کارگروهی هر موردی را که تصویب کنند مصوبه دولت محسوب شده و قابل اجرا است.
رحیمی افزود: با حساب سرانگشتی‌ای که من کردم و با توجه به آماری که مدیران و وزیر در این مراسم دادند اگر حداقل 100 هزار خودرو در این مسیر عبور کنند در روزهای تعطیل نیز 150 هزار خودرو به طور متوسط 110 هزار خودرو در این مسیر در هر روز سال تردد می‌کند که با احتساب 7 لیتر بنزین و 700 تومان قیمت آن سالانه 200 میلیارد تومان قیمت بنزین مصرفی در این مسیر است که این یعنی بازگشت هزینه ساخت این آزاد راه در طول یک سال.
معاون اول رئیس‌جمهور ادامه داد: این صرفه‌جویی در بنزین در طول یک سال با توجه به لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها که در حال تصویب است و بزودی اجرا خواهد شد رقم قابل توجهی به دولت اضافه خواهد کرد.
رحیمی ادامه داد: تصور می‌کنم اگر بهبهانی تلاش کند با20 میلیارد استانداری و همچنین به کار گیری پیمانکار یکساله می‌تواند این پروژه را سریع‌تر به بهره‌برداری برساند.
وی تصریح کرد: البته این کلنگی که ما امروز به زمین زدیم کلنگ اتمام پروژه برای یکسال بود چنانچه می‌خواستیم این پروژه سه ساله تمام شود باید نوک می‌زدیم کلنگ ما کلنگ کارگری بود.
وی خطاب به تمدن گفت: باید توسط فرمانداران‌تان زمین‌داران اطراف را راضی کنید تا با توجه به اینکه متاسفانه حق اشرافیت در قانون حذف شده برای اجرای این پروژه کمک کنند.
وی تصریح کرد: چند سال پیش حق اشرافیت در قانون حذف شد این در حالی بود که این کار منطقی بود و البته دلیل حذفش را نمی‌دانم ولی می‌توانستیم با دستاویز کردن آن حق تملک را به صورت 50،50 با مردم داشته باشیم.
رحیمی تصریح کرد: البته من این کار را در استان کردستان انجام دادم و زمین‌هایی که در حاشیه آزادراه بودند و در احداث آزادراه و افزایش قیمت روبرو می‌شدند را با قیمت متوسط‌تری به ما بفروشند.
معاون رئیس‌جمهور ادامه داد: با منطق و از راه منطق و محبت می‌توانیم زمین‌داران را قانع کنیم و پول بدهیم متاسفانه در حال حاضر همه زمین‌ها دارای صاحب شده‌اند و هر کس به روش آرش‌کمانگیر با شلیک گلوله زمین‌های خدا را غصب می‌کنند حتی کویر لوت را نیز صاحب شدند.
وی تصریح کرد: آقای وزیر و استاندار باید با صاحبان زمین جلسه بگذارید و از آنها بخواهید انصاف را رعایت کنند!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 22:49  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

نامه ژیلا بنی یعقوب به همسر در بندش

 

 ژیلا بنی یعقوب در نامه ای به همسرش بهمن احمدی امویی مقاومت او را تحسین کرد...

 آقای بازجو متشکرم!!!

 

 

ژیلا بنی‌یعقوب: بهمن عزیزم! حالا می‌توانم از بازجو تشکر کنم که باعث شده بیشتر از همیشه بشناسمت و بیشتر از همیشه به تو افتخار کنم



ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه‌نگار و فعال امور زنان در نامه‌ای خطاب به همسرش، بهمن احمدی امویی، که بیش از چهار ماه در زندان به‌سر می‌برد، مقاومت و صبوری او را تحسین کرده‌ است.
او در این نامه از همسرش می‌پرسد که چرا خودش آزاد شده اما او هنوز دربند است؟
ژیلا بنی‌یعقوب و بهمن احمدی امویی هردو روزنامه‌نگار هستند و یک هفته پس از انتخابات بازداشت شدند. بنی‌یعقوب یک ماه پیش از زندان آزاد شد اما همسرش همچنان دربند است.
نامه ژیلا بنی‌یعقوب خطاب به همسرش را در زیر می‌خوانید:
همیشه فکر می‌کردم تو را کاملا می‌شناسم اما این روزها فهمیده‌ام هرگز تو را تا این حد نشناخته بودم. در پس چهره آرام و بی ادعایت هرگز این همه صبوری و مقاومت را تصور نمی‌کردم. این روزها هر بار که تو را از پشت شیشه کابین سالن ملاقات اوین می‌بینم آرامشی عمیق را با نگاهت توی وجودم می‌ریزی. آن چنان عمیق که همه بی‌قراری‌ها و نا آرامی‌هایی که به خاطر دوری‌ات حس کرده بودم ، یکهو رخت برمی‌بندد.
این بار در ملاقات از تو پرسیدم: بهمن جانم! خسته نشده‌ای از زندان؟
گفتی: نه! چرا خسته بشوم؟
آنقدر محکم گفتی و آنقدر صداقت در کلامت موج می‌زد که باور کردم و چیزی بیشتر در این باره نپرسیدم.
یادم می آید یک روز بازجوی من که بازجوی تو هم بود، به من و تو گفت «شما از اینجا می‌روید، اما وقتی که عبرت گرفته باشید!»
این حرف را فراموش کرده بودم تا وقتی که شیوا نظرآهاری عزیز از زندان آزاد شد. او آزاد شده بود و همچنان تعدادی از دوستان ما در زندان مانده بودند. وقتی آزادی اش را به او تبریک گفتم، پاسخی متفاوت به من داد:
«ژیلا! این روزها بارها و بارها بازجویی‌هایم را مرور می‌کنم. هربار از خودم می‌پرسم نکند اشتباهی در بازجویی‌ها کرده‌ام که زودتر از دیگران آزاد شده‌ام. من چه کرده‌ام که زودتر ار بقیه آزاد شده‌ام؟»
و من همان موقع جمله بازجو در گوشم پیچید «تو و بهمن وقتی از زندان آزاد می‌شوید که عبرت گرفته باشید.»
بهمن جان! این روزها آنقدر این جمله توی گوشم می‌پیچد که خسته می‌شوم. به قول شیوا من چه اشتباهی کرده‌ام که بازجو زودتر از تو آزادم کرد؟ من این روزها به تو غبطه می‌خورم. به تو که حتما محکم‌تر از من بوده‌ای. به تو که حتما کمتر از من در بازحویی‌هایت اشتباه کرده‌ای. به تو که بازجو نمی‌تواند تصور کند از زندان خسته شده و عبرت گرفته باشی و لابد به همین خاطر آزادت نمی کند.
حس دوگانه‌ای دارم. خوب و بد: خوب به این خاطر که امروز بعد از ده سال زندگی مشترک، بیشتر از همیشه تو را شناخته‌ام و بیشتر از همیشه به تو افتخار می‌کنم. به تو افتخار می‌کنم که هر بار می‌بینمت هرگز درباره پرونده‌ات نمی‌پرسی. هیچ وقت از زمان آزادی‌ات سئوال نمی‌کنی و هربار که می‌خواهم از پیگیری‌هایم در باره پرونده‌ات بگویم، فوری حرف را عوض می‌کنی و اصرار من را که می‌بینی می‌گویی تا هروقت لازم باشد بدون خستگی و ناراحتی اینجا می‌مانم و من خنده‌ام می‌گیرد و می‌گویم: عزیزم! وقتی این حرف‌ها را می‌زنی یعنی این‌که عبرت نشده‌ای! ممکن است بازجو این حرف‌ها را بشنود. خواهش می‌کنم که بگو خسته شده‌ای. بگو که عبرت شده‌ای! و تو هم می‌خندی. فقط می‌خندی .
و حس بدی دارم: من چه کرده‌ام که باید زودتر از تو آزاد می‌شدم؟ چرا بازجو فکر کرد من عبرت شده‌ام.
می‌گویی: شاید زندانی بودنم بیشتر برای آینده امیر کوچولو و همه امیر کوچولوها موثر باشد تا آزادی‌ام.
و من همان موقع یادم می‌آید شبیه این جمله‌ها را از یک زندانی زن شنیده‌ام.
شبنم را می‌گویم که هنوز هم در زندان است و به گفته دوستان از بند رها شده‌اش، هیچ وقت در راز و نیاز با خدا، برای آزادی‌اش دعا نمی‌کند، به جایش می‌گوید «خدایا! اگر زندانی بودنم به اعتلای ایران کمک می‌کند، همچنان در زندان بمانم و اگر آزادی‌ام‌ به اعتلای کشورم یاری می‌رساند به آزادی‌ام کمک کن.»
هر بار می‌گویی «زندگی در زندان پر از تجربه‌های متفاوت است» و آنچنان از تجربه‌هایت می‌گویی که می‌فهمم تو در زندان هم یک روزنامه‌نگاری . حتی دو ماه انفرادی هم برایت پر از لحظه‌های ناب بوده است. می‌گویی هرگز نمی‌توانستی تنهایی انفرادی را در هیچ جای دیگر جهان تجربه کنی.
می‌گویی همه زندگی‌ات را بارها و بارها در تاریکی سلول انفرادی مرور کرده‌ای و حالا احساس سبکی بیشتر می‌کنی. می‌گویی در همین بازخوانی زندگی‌ات بوده که به این نتیجه رسیده‌ای که باید پس از این مهربان‌تر باشی، که صبورتر و متحمل تر باشی و مهم‌ترین تصمیم‌ات این است که پس از آزادی به سراغ کسانی بروی که شاید روزی به دلیلی هرچند کوچک از تو رنجیده باشند. که می‌خواهی مخالفانت را بیشتر از سابق دوست داشته باشی. این حرف‌ها را تویی می‌زنی که در نزد دوستان و همکاران و خانواده‌ات به صبوری معروف هستی .
بهمن عزیزم! حالا می‌توانم از بازجو تشکر کنم که باعث شده بیشتر از همیشه بشناسمت و بیشتر از همیشه به تو افتخار کنم.

آقای بازجو! متشکرم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 9:50  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

تصوير تاريخي ترين چك كشور

(البته جلوی آب دهنتون را بگیرید. قرار نیست چیزی از این را به شما بدهند) همین


 


 

تصوير تاريخي ترين چك كشور به ارزش هزار و 563 ميليارد تومان مربوط به پرداخت وجه نقد 20 درصدي بلوك 50 درصد بعلاوه يك سهم مخابرات منتشر شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، بلوك 50 درصد بعلاوه يك سهم مخابرات در حالي 5 مهرماه به قيمت هر سهم 3هزار و 409 ريال توسط كنسرسيوم اعتماد مبين از دولت خريداري شد كه تاريخي ترين معامله بورس و خصوصي سازي كشور با ركورد ديگري نيز همراه شد.
بدين ترتيب كه با صدور روز گذشته چك پرداخت وجه نقد 20 درصدي اين واگذاري تاريخي به ارزش پانزده تريليارد و ششصد و سي و هشت ميليارد و سيصد و بيست ونه ميليون و دويست و دوازده هزار و چهارصد و چهل و هشت ريال ركورد ديگري در مبادلات مالي و پولي كشور به ثبت رسيد و به نظر مي رسد پيش از اين چنين رقمي در قالب يك فقره چك صادر در كشور صادر نشده باشد.
اين چك به تاريخ 17 آبان 88 و توسط شركت كارگزاري بهمن و نزد شعبه بانك ملي شعبه بورس و به حساب شركت سپرده مركزي اوراق بهادار و تسويه وجوه بابت 20 درصد حصه نقدي بلوك 50 درصدي مخابرات صادر شده است.
براساس اين گزارش،‌ براساس قانون اصل 44، سازمان خصوصي سازي با تكيه بر مصوبه هئيت واگذاري در خصوص فروش بيش از 22.9 ميليارد سهم مخابرات معادل 50 درصد بعلاوه سهم، در روز يكشنبه 5 مهرماه 88 اقدام به حراج اين تعداد سهم به قيمت پايه هر سهم 340 تومان كرد. در جريان اين مزايده و حراج بي نظير، دو گروه كنسرسيوم اعتماد مبين و سرمايه گذاري مهر اقتصاد ايراينان ( و در برابر غيبت ناخواسته شركت تعاوني پيشگامان كوير يزد ) به رقابت پرداختند كه با افزايش 9 ريالي هر سهم مخابرات، كنسرسيوم اعتماد برنده اين معامله تاريخي و بي سابقه كشور به ارزش 7.8 هزار ميليارد تومان شد.
اين كنسرسيوم اقدام به جلب مشاركت گروه هايي چون بانك سينا،‌ سرمايه گذاري تدبير، شركت سرمايه گذاري ساتا، سرمايه‌گذاري امين اعتماد و چند شركت سهامي عام كرد و روز گذشته در مهلت قانوني 30 روز كاري چك پرداخت 20 درصد وجه نقد معامله مذبور را به نام شركت سپرده گذاري كرد تا ظرف روز جاري قطعيت مهمترين واگذاري تاريخ كشور احراز شود.

- جزئيات بزرگترين معامله تاريخ بورس تشريح شد
شركت توسعه اعتماد مبين جزئيات قطعي شدن معامله تاريخي 50 درصد به اضافه يك سهم شركت مخابرات ايران را تشريح كرد.
به گزارش روابط عمومي شركت توسعه اعتماد مبين، مديران كنسرسيوم توسعه اعتماد مبين يك روز زودتر از موعد مقرر قانوني باحضور در سازمان خصوصي سازي و پرداخت 20 درصد ثمن نقدي اوليه به ميزان يك هزار و 564 ميليارد تومان ، بزرگترين معامله تاريخ بورس را قطعي كردند.
در كنار پرداخت ثمن نقدي معامله، وكالت نامه محضري به همراه 16 فقره چك اقساط 8ساله و تضامين مقرر نيز به سازمان خصوصي سازي ارائه شد.
كنسرسيوم با تاسيس شركت توسعه اعتماد مبين و متمركز كردن مشاركت كنندگان در تركيب سهامداري اين شركت، براي اولين بار در تاريخ عرضه هاي اصل 44 ماهيت حقوقي به خود گرفت.
وجود اين ماهيت حقوقي تضمين كننده مديريت يكپارچه بلوك مخابرات است و به تمام متقاضيان اين امكان را مي دهد كه با خريد سهام توسعه اعتماد مبين، در مديريت بلوك مشاركت كنند.
در تركيب سهامداران شركت توسعه اعتماد مبين،5 شركت شامل 3 شركت سهامي خاص و 2 شركت سهامي عام حضور دارند.
آخرين تركيب و درصد سهامداري اين 5 شركت در سهام شركت توسعه اعتماد مبين به ترتيب شامل شركت هاي "توسعه اعتماد "(سهامي عام) با 2درصد، "گسترش الكترونيك مبين ايران " (سهامي خاص) با 2 درصد، "شهريار مهستان " (سهامي عام) با 26 درصد، "نگين گنجينه ايرانيان " (سهامي خاص) با 46درصد و گروه "اعتماد پارس " (سهامي خاص) با 24درصد است.
همچنين "بانك سينا "، "گروه سرمايه گذاري تدبير "، شركت سرمايه گذاري تامين اجتماعي نيروهاي مسلح "ساتا "، شركت سرمايه‌گذاري "امين اعتماد " و چند شركت سهامي عام ،از جمله مهمترين بنگاه هاي صاحب سهام در تركيب سهامداري 5 شركت فوق به شمار مي روند.
شركت توسعه اعتماد مبين با محوريت 5 شركت يادشده مديريت بلوك مخابرات را عهده دار است و براي جذب مشاركت بيشتر نسبت به شناسايي سرمايه گذاران داخلي و خارجي اقدام خواهد كرد.
خط مشي شركت توسعه اعتماد مبين در خصوص بورس اوراق بهادار بر دو محور "همراهي با تغييرات منطقي قيمت سهام در بورس " و "حمايت از قيمت سهام و دارايي‌هاي سهامداران خرد در برابر نوسانات غيرمنطقي "مبتني خواهد بود كه اين مهم با نهايي شدن مذاكرات با بازارگردانان فعال بورس به مراحل عملياتي خود نزديك خواهد شد.
شركت هم چنين در نظر دارد با پذيره نويسي سهام و واگذاري تدريجي آن به طيف وسيعي از سهامداران حقيقي و حقوقي، مالكيت شركت مخابرات را با حفظ مديريت يكپارچه به بخش خصوصي منتقل كند.
از بعد فني نيز شركت در نظر دارد با استفاده حداكثري از ظرفيت هاي پروانه مخابرات در توسعه خدمات پايه و ارزش افزوده به جايگاه مناسبي در بين اپراتورهاي منطقه دست يابد.
در كنار اين امر سهامدار مديريتي مخابرات به دنبال ايجاد تحول مديريتي با استفاده از تجارب اپراتورهاي بزرگ بين المللي و مشاوران داخلي است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 17:24  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

 

بیانیه آقای میرحسین موسوی در آستانه ۱۳ آبان:

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.




مهندس میرحسین موسوی  در آستانه ی یوم الله سیزدهم آبان بیانیه ای خطاب به ملت شریف ایران صادر کرد . به گزارش “کلمه” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است.


بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»


دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.


درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.


آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.


حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صد ساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.


این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.


راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور، که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟


دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.


چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.


تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.


بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.


البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.


سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میر حسین موسوی

__._,_.___
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 19:12  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .


قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته، ‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ، ‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ، ‌یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟

 

قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند، ‌آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند. اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...

 

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ، ‌خواندن تو آز آخر به اول ، ‌یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،‌حفظ كنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند .

 

خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو .

آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند ،‌ گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.. آنچه ما باقرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم

 

جایی در پشت ذهنت ، به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 13:23  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 



!!سیزده روش براي موفق شدن در سازمانهاي دولتي ايران

در صورتي كه كارمند دولت هستيد حتما از اين تجربيات استفاده كنيد:

 

1- در يك سيستم دولتي؛ سعي كنيد «لال بودن» را تمرين كنيد! اين تمرين در ميزان عزيز بودن شما بسيار موثر است.

2- در يك سيستم دولتي؛ هيچگاه كارمندان را با يكديگر مقايسه نكنيد؛ چون قطعا شاهد تبعيض خواهيد بود.

3- در يك سيستم دولتي؛ اگر مديرتان 3 يا 4 ايراد دارد انتظار رفتنش را نكشيد، چون قطعا نفر بعدي او 43 ايراد دارد!

4- در يك سيستم دولتي؛ مي توانيد با كارهاي كم و كوچك، محبوبيت فراواني به دست آوريد؛ فقط كافي است «زبان» خود را تقويت كنيد!

5- در يك سيستم دولتي؛ ممكن است كه هر چه بيشتر كار كنيد، بيشتر خوار و خفيف باشيد.

6- در يك سيستم دولتي؛ با اشكالات سازمانتان بسازيد و هرگز آنها را با مديرتان در ميان نگذاريد؛ درغير اين صورت يك مشكل ديگر به سازمان اضافه مي شود. آن مشكل، شما هستيد!

7- در يك سيستم دولتي؛ اشتباهات يك مدير را هيچگاه به مدير ديگر نگوييد؛ در غير اينصورت بجاي يك مدير، دو مدير در مقابل شما موضع گيري خواهند كرد.

8- در يك سيستم دولتي؛ با انجام كارهاي مختلف و فعاليتهاي به موقع، نظم شما تشخيص داده نمي شود؛ بلكه براي اين كار راههاي ساده تري هم هست. مثلا فقط كافيست هميشه ميز كارتان را منظم نگه داريد!

9- در يك سيستم دولتي؛ اضافه بر كارهاي معمول كار اضافه اي انجام ندهيد؛ در غير اينصورت انتظار پاداش بيشتري نيز نداشته باشيد.

10- در يك سيستم دولتي؛ هميشه حرفها (فرمايشات) مديرتان را تاييد كنيد، حتي اگر از نظر او «ماست، سياه باشد!»

11- در يك سيستم دولتي؛ تنها كاري كه واجب است سريع انجام دهيد، كاري است كه مدير شما شخصا از شما خواسته است.

12- در يك سيستم دولتي؛ تنها انگيزه اي كه مي تواند شما را وادار به كار كند «كسب روزي حلال» است.

13- در يك سيستم دولتي؛ آسه برو، آسه بيا، كه گربه شاخت نزنه؛ مگر اينكه با گربه نسبتي داشته باشيد!

 

دروغگویی و زیراب زنی فراموش نشود!!

اینک شما یک کارمند نمونه ایرانی هستید مبارک است!!!!


+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 23:3  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

چه كشكي، چه پشمي !!

چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد.
از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت،
خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن طرف مي برد.
ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند.
در حال مستاصل شد....
از دور بقعه امامزاده اي را ديد و گفت:
اي امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پايين بيايم.
قدري باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا كرده و خود را محكم گرفت.
گفت:
اي امام زاده خدا راضي نمي شود كه زن و بچه من بيچاره از تنگي و خواري بميرند و تو همه گله را صاحب شوي..
نصف گله را به تو مي دهم و نصفي هم براي خودم....
قدري پايين تر آمد.
وقتي كه نزديك تنه درخت رسيد گفت:
اي امام زاده نصف گله را چطور نگهداري مي كني؟
آنهار ا خودم نگهداري مي كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو مي دهم.
وقتي كمي پايين تر آمد گفت:
بالاخره چوپان هم كه بي مزد نمي شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتي باقي تنه را سُرخورد و پايش به زمين رسيد نگاهي به گنبد امامزاده انداخت و گفت:
مرد حسابي چه كشكي چه پشمي؟
ما از هول خودمان يك غلطي كرديم
غلط زيادي كه جريمه ندارد.

 

كتاب كوچه
احمد شاملو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 19:9  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  |