تبليغاتX
یک قدم تا رهایی...

تصوير تاريخي ترين چك كشور

(البته جلوی آب دهنتون را بگیرید. قرار نیست چیزی از این را به شما بدهند) همین


 


 

تصوير تاريخي ترين چك كشور به ارزش هزار و 563 ميليارد تومان مربوط به پرداخت وجه نقد 20 درصدي بلوك 50 درصد بعلاوه يك سهم مخابرات منتشر شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، بلوك 50 درصد بعلاوه يك سهم مخابرات در حالي 5 مهرماه به قيمت هر سهم 3هزار و 409 ريال توسط كنسرسيوم اعتماد مبين از دولت خريداري شد كه تاريخي ترين معامله بورس و خصوصي سازي كشور با ركورد ديگري نيز همراه شد.
بدين ترتيب كه با صدور روز گذشته چك پرداخت وجه نقد 20 درصدي اين واگذاري تاريخي به ارزش پانزده تريليارد و ششصد و سي و هشت ميليارد و سيصد و بيست ونه ميليون و دويست و دوازده هزار و چهارصد و چهل و هشت ريال ركورد ديگري در مبادلات مالي و پولي كشور به ثبت رسيد و به نظر مي رسد پيش از اين چنين رقمي در قالب يك فقره چك صادر در كشور صادر نشده باشد.
اين چك به تاريخ 17 آبان 88 و توسط شركت كارگزاري بهمن و نزد شعبه بانك ملي شعبه بورس و به حساب شركت سپرده مركزي اوراق بهادار و تسويه وجوه بابت 20 درصد حصه نقدي بلوك 50 درصدي مخابرات صادر شده است.
براساس اين گزارش،‌ براساس قانون اصل 44، سازمان خصوصي سازي با تكيه بر مصوبه هئيت واگذاري در خصوص فروش بيش از 22.9 ميليارد سهم مخابرات معادل 50 درصد بعلاوه سهم، در روز يكشنبه 5 مهرماه 88 اقدام به حراج اين تعداد سهم به قيمت پايه هر سهم 340 تومان كرد. در جريان اين مزايده و حراج بي نظير، دو گروه كنسرسيوم اعتماد مبين و سرمايه گذاري مهر اقتصاد ايراينان ( و در برابر غيبت ناخواسته شركت تعاوني پيشگامان كوير يزد ) به رقابت پرداختند كه با افزايش 9 ريالي هر سهم مخابرات، كنسرسيوم اعتماد برنده اين معامله تاريخي و بي سابقه كشور به ارزش 7.8 هزار ميليارد تومان شد.
اين كنسرسيوم اقدام به جلب مشاركت گروه هايي چون بانك سينا،‌ سرمايه گذاري تدبير، شركت سرمايه گذاري ساتا، سرمايه‌گذاري امين اعتماد و چند شركت سهامي عام كرد و روز گذشته در مهلت قانوني 30 روز كاري چك پرداخت 20 درصد وجه نقد معامله مذبور را به نام شركت سپرده گذاري كرد تا ظرف روز جاري قطعيت مهمترين واگذاري تاريخ كشور احراز شود.

- جزئيات بزرگترين معامله تاريخ بورس تشريح شد
شركت توسعه اعتماد مبين جزئيات قطعي شدن معامله تاريخي 50 درصد به اضافه يك سهم شركت مخابرات ايران را تشريح كرد.
به گزارش روابط عمومي شركت توسعه اعتماد مبين، مديران كنسرسيوم توسعه اعتماد مبين يك روز زودتر از موعد مقرر قانوني باحضور در سازمان خصوصي سازي و پرداخت 20 درصد ثمن نقدي اوليه به ميزان يك هزار و 564 ميليارد تومان ، بزرگترين معامله تاريخ بورس را قطعي كردند.
در كنار پرداخت ثمن نقدي معامله، وكالت نامه محضري به همراه 16 فقره چك اقساط 8ساله و تضامين مقرر نيز به سازمان خصوصي سازي ارائه شد.
كنسرسيوم با تاسيس شركت توسعه اعتماد مبين و متمركز كردن مشاركت كنندگان در تركيب سهامداري اين شركت، براي اولين بار در تاريخ عرضه هاي اصل 44 ماهيت حقوقي به خود گرفت.
وجود اين ماهيت حقوقي تضمين كننده مديريت يكپارچه بلوك مخابرات است و به تمام متقاضيان اين امكان را مي دهد كه با خريد سهام توسعه اعتماد مبين، در مديريت بلوك مشاركت كنند.
در تركيب سهامداران شركت توسعه اعتماد مبين،5 شركت شامل 3 شركت سهامي خاص و 2 شركت سهامي عام حضور دارند.
آخرين تركيب و درصد سهامداري اين 5 شركت در سهام شركت توسعه اعتماد مبين به ترتيب شامل شركت هاي "توسعه اعتماد "(سهامي عام) با 2درصد، "گسترش الكترونيك مبين ايران " (سهامي خاص) با 2 درصد، "شهريار مهستان " (سهامي عام) با 26 درصد، "نگين گنجينه ايرانيان " (سهامي خاص) با 46درصد و گروه "اعتماد پارس " (سهامي خاص) با 24درصد است.
همچنين "بانك سينا "، "گروه سرمايه گذاري تدبير "، شركت سرمايه گذاري تامين اجتماعي نيروهاي مسلح "ساتا "، شركت سرمايه‌گذاري "امين اعتماد " و چند شركت سهامي عام ،از جمله مهمترين بنگاه هاي صاحب سهام در تركيب سهامداري 5 شركت فوق به شمار مي روند.
شركت توسعه اعتماد مبين با محوريت 5 شركت يادشده مديريت بلوك مخابرات را عهده دار است و براي جذب مشاركت بيشتر نسبت به شناسايي سرمايه گذاران داخلي و خارجي اقدام خواهد كرد.
خط مشي شركت توسعه اعتماد مبين در خصوص بورس اوراق بهادار بر دو محور "همراهي با تغييرات منطقي قيمت سهام در بورس " و "حمايت از قيمت سهام و دارايي‌هاي سهامداران خرد در برابر نوسانات غيرمنطقي "مبتني خواهد بود كه اين مهم با نهايي شدن مذاكرات با بازارگردانان فعال بورس به مراحل عملياتي خود نزديك خواهد شد.
شركت هم چنين در نظر دارد با پذيره نويسي سهام و واگذاري تدريجي آن به طيف وسيعي از سهامداران حقيقي و حقوقي، مالكيت شركت مخابرات را با حفظ مديريت يكپارچه به بخش خصوصي منتقل كند.
از بعد فني نيز شركت در نظر دارد با استفاده حداكثري از ظرفيت هاي پروانه مخابرات در توسعه خدمات پايه و ارزش افزوده به جايگاه مناسبي در بين اپراتورهاي منطقه دست يابد.
در كنار اين امر سهامدار مديريتي مخابرات به دنبال ايجاد تحول مديريتي با استفاده از تجارب اپراتورهاي بزرگ بين المللي و مشاوران داخلي است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 17:24  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

 

بیانیه آقای میرحسین موسوی در آستانه ۱۳ آبان:

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.




مهندس میرحسین موسوی  در آستانه ی یوم الله سیزدهم آبان بیانیه ای خطاب به ملت شریف ایران صادر کرد . به گزارش “کلمه” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است.


بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»


دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.


درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.


آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.


حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صد ساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.


این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.


راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور، که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟


دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.


چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.


تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.


بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.


البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.


سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میر حسین موسوی

__._,_.___
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 19:12  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .


قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته، ‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ، ‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ، ‌یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟

 

قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند، ‌آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند. اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...

 

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ، ‌خواندن تو آز آخر به اول ، ‌یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،‌حفظ كنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند .

 

خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو .

آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند ،‌ گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.. آنچه ما باقرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم

 

جایی در پشت ذهنت ، به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 13:23  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 



!!سیزده روش براي موفق شدن در سازمانهاي دولتي ايران

در صورتي كه كارمند دولت هستيد حتما از اين تجربيات استفاده كنيد:

 

1- در يك سيستم دولتي؛ سعي كنيد «لال بودن» را تمرين كنيد! اين تمرين در ميزان عزيز بودن شما بسيار موثر است.

2- در يك سيستم دولتي؛ هيچگاه كارمندان را با يكديگر مقايسه نكنيد؛ چون قطعا شاهد تبعيض خواهيد بود.

3- در يك سيستم دولتي؛ اگر مديرتان 3 يا 4 ايراد دارد انتظار رفتنش را نكشيد، چون قطعا نفر بعدي او 43 ايراد دارد!

4- در يك سيستم دولتي؛ مي توانيد با كارهاي كم و كوچك، محبوبيت فراواني به دست آوريد؛ فقط كافي است «زبان» خود را تقويت كنيد!

5- در يك سيستم دولتي؛ ممكن است كه هر چه بيشتر كار كنيد، بيشتر خوار و خفيف باشيد.

6- در يك سيستم دولتي؛ با اشكالات سازمانتان بسازيد و هرگز آنها را با مديرتان در ميان نگذاريد؛ درغير اين صورت يك مشكل ديگر به سازمان اضافه مي شود. آن مشكل، شما هستيد!

7- در يك سيستم دولتي؛ اشتباهات يك مدير را هيچگاه به مدير ديگر نگوييد؛ در غير اينصورت بجاي يك مدير، دو مدير در مقابل شما موضع گيري خواهند كرد.

8- در يك سيستم دولتي؛ با انجام كارهاي مختلف و فعاليتهاي به موقع، نظم شما تشخيص داده نمي شود؛ بلكه براي اين كار راههاي ساده تري هم هست. مثلا فقط كافيست هميشه ميز كارتان را منظم نگه داريد!

9- در يك سيستم دولتي؛ اضافه بر كارهاي معمول كار اضافه اي انجام ندهيد؛ در غير اينصورت انتظار پاداش بيشتري نيز نداشته باشيد.

10- در يك سيستم دولتي؛ هميشه حرفها (فرمايشات) مديرتان را تاييد كنيد، حتي اگر از نظر او «ماست، سياه باشد!»

11- در يك سيستم دولتي؛ تنها كاري كه واجب است سريع انجام دهيد، كاري است كه مدير شما شخصا از شما خواسته است.

12- در يك سيستم دولتي؛ تنها انگيزه اي كه مي تواند شما را وادار به كار كند «كسب روزي حلال» است.

13- در يك سيستم دولتي؛ آسه برو، آسه بيا، كه گربه شاخت نزنه؛ مگر اينكه با گربه نسبتي داشته باشيد!

 

دروغگویی و زیراب زنی فراموش نشود!!

اینک شما یک کارمند نمونه ایرانی هستید مبارک است!!!!


+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 23:3  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

چه كشكي، چه پشمي !!

چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد.
از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت،
خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن طرف مي برد.
ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند.
در حال مستاصل شد....
از دور بقعه امامزاده اي را ديد و گفت:
اي امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پايين بيايم.
قدري باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا كرده و خود را محكم گرفت.
گفت:
اي امام زاده خدا راضي نمي شود كه زن و بچه من بيچاره از تنگي و خواري بميرند و تو همه گله را صاحب شوي..
نصف گله را به تو مي دهم و نصفي هم براي خودم....
قدري پايين تر آمد.
وقتي كه نزديك تنه درخت رسيد گفت:
اي امام زاده نصف گله را چطور نگهداري مي كني؟
آنهار ا خودم نگهداري مي كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو مي دهم.
وقتي كمي پايين تر آمد گفت:
بالاخره چوپان هم كه بي مزد نمي شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتي باقي تنه را سُرخورد و پايش به زمين رسيد نگاهي به گنبد امامزاده انداخت و گفت:
مرد حسابي چه كشكي چه پشمي؟
ما از هول خودمان يك غلطي كرديم
غلط زيادي كه جريمه ندارد.

 

كتاب كوچه
احمد شاملو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 19:9  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

 

عکسهای جشن تولد آقای خاتمی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 12:41  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

یک بعثی فرمانده نیروی مقاومت بسیج



[Naghdi.jpg]


حزب بعث یکی از پیچیده ترین و اطلاعاتی ترین احزاب خاورمیانه است که در زمینه های جاسوسی، پیشرفتهای زیادی داشته و هدف اصلی آنها نفوذ در ارکان امنیتی دشمنانشان می باشد. محمدرضا ثمانی (معروف به نقدی) در سال 1358 بعنوان معاون عراقی که ظاهراً توسط صدام از عراق اخراج شده بود از مرز ایران عبور و در شهر نقده سکنی گزید. وی چند ماه بعد به تشکیلات مجلس اعلای عراق که یک گروه شیعی ساخته سیستم اطلاعاتی ایران بود پیوست و بعنوان مسئول دفتر جذب این گروه عراقی در ارومیه، شروع به فعالیت نمود.
از نظر اداره اطلاعات ارومیه وی فردی مشکوک ارزیابی شده و بطور کامل تحت نظر قرار می گیرد. در جریان این مراقبتها روشن می شود که وی هر روز مدت نیم ساعت در مکانی خلوت و به دور از چشم دیگران به شکنجه خود می پردازد. وی با شلاق به بدن خود می کوبید و از درد بخود می پیچید. این رفتار مازوخیستی مورد توجه قرار گرفته و نقدی برای توضیح این رفتارش احضار می شود. وی از اینکه تحت نظر بوده بسیار وحشت زده شده و دلیل شکنجه خود با شلاق و کابل را خودسازی انقلابی عنوان می کند. ارزیابی مأمور اطلاعاتی پرونده وی این بوده که این رفتار بیشتر شبیه رفتار جاسوسانی است که می ترسند لو بروند و برای همین با شکنجه کردن خود، آمادگی لازم برای دستگیری و زیر شکنجه قرار گرفتن را تمرین می کنند.
یکسال بعد، یکی از فرماندهان رده بالای حزب دمکرات ایران خود را در شهر سردشت تسلیم نموده و در بازجویی های اولیه پرده از اسرار مهمی بر می دارد. وی از وجود یک شبکه جاسوسی حزب بعث عراق در ایران صحبت می کند و بدون اینکه نام جاسوسان نفوذی را بداند به موقعیت آنها اشاره می نماید و مسئول دفتر مجلس اعلای عراق در ارومیه را بعنوان یکی از جاسوسان مسلم استخبارات عراق معرفی می کند. بدلیل اهمیت اطلاعات وی، قرارگاه حمزه در ارومیه دستور می دهد که بازجویی متوقف و این فرمانده عالیرتبه حزب دموکرات به ارومیه منتقل شود. در این فاصله نقدی بلافاصله بطور موقت بازداشت شده و تحت نظر قرار می گیرد.
بطرز عجیبی، فرمانده عالیرتبه حزب دموکرات در حین انتقال به ارومیه، در مکانی که به هیچ وجه انتظار نمی رفته بهمراه اسکورت همراهش همگی در یک کمین کشته می شوند. تیمی مامور تحقیق در مورد این کمین شده و در گزارش خود از منطقه ای که حمله انجام شده و سرعت عمل و کشته شدن کلیه افراد بطور غافلگیرانه، ابراز تعجب می کند. مشخص بوده که هیچیک از افراد اسکورت فرصت استفاده از اسلحه خود را پیدا نکرده و باصطلاح کاملاً غافلگیر شده و همگی از فاصله ای بسیار نزدیک مورد اصابت قرار گرفته اند. تیم تحقیق در گزارش خود می نویسد که احتمالاً مهاجمین ملبس به یونیفورم نیروهای خودی و سوار بر خودروی نظامی بوده اند که توانسته اند تا این اندازه نزدیک شده و افراد اسکورت را غافلگیر نمایند.
اسرار این فرمانده عالی حزب دموکرات در خاک دفن شد، ولی فردی که بازجویی اولیه را انجام داده بود گزارش دقیق تری از شنیده های خود نوشت و تأکید نمود که اطمینان دارد محمدرضا ثمانی با اسم مستعار "شمس"، جاسوس حزب بعث عراق است. نویسنده این گزارش نیز 8 ماه بعد در کردستان کشته می شود.
محمدرضا نقدی با اعمال نفوذی که از تهران بعمل می آید آزاد شده و ارومیه را ترک می نماید. وی مدتی بعد بطور چراغ خاموش سر از لشگر بدر (متعلق به مجلس اعلای عراق) درآورده و در آنجا مشغول بکار می شود. وی فقط در امور ستادی فعالیت نموده و هرگز در هیچ عملیاتی در جنگ شرکت نمی کند.
بعد از اتمام جنگ وی به نیروی قدس سپاه منتقل شده و مدتی بعد با شروع جنگ در یوگوسلاوی سابق وی بعنوان فرمانده پاسداران سپاه قدس به « بوسنی و هرزگوین » اعزام و تاپایان بحران در آن منطقه باقی می ماند.
در سال 1371 با حکم رهبر وی درجه سرتیپی گرفته و به فرماندهی حفاظت اطلاعات ناجا منصوب شد. وزارت اطلاعات مخالفت شدید خود را با انتصاب یک فرد عراقی الاصل که مشکوک به بعثی بودن است را به اطلاع رهبری رسانید که مورد توجه قرار نگرفت. وی در این سمت با هماهنگی محسنی اژه ای رئیس دادگاه ویژه روحانیت، انتقام حمایت از اصلاح طلبان را از کرباسچی شهردار وقت تهران گرفته و وی و بیش از 164 شهردار، مدیر ، کارمند ارشد و میانی شهرداری تهران را بازداشت نموده و تحت شکنجه های وحشیانه قرار داده و آنها را با پرونده های ساختگی راهی دادگاه نموده و محسنی اژه ای در مقام قاضی این دادگاه کرباسچی و همکاران وی را به زندان محکوم می نماید.
در سال 1382 وزارت اطلاعات با کشف باند "کبیر" بریاست نقدی وی را بمدت دو ماه و نیم بازداشت و پرونده وی و همدستانش را تحویل دادگاه نظامی نمود و جلسات اولیه محاکمه برگزار ولی پس از روی کار آمدن احمدی نژاد با درخواست فرمانده سپاه و بدستور رهبر، روند رسیدگی به این پرونده متوقف شد و استدلال هم این بود که این پرونده توسط وزارت اطلاعات دوران خاتمی تشکیل شده و با توجه به نقش کلیدی نقدی در پرونده کرباسچی، هر گونه محکومیت وی یک پیروزی برای اصلاح طلبان خواهد بود. نقدی مجدداً با حکم رهبر یک سمت تشریفاتی در نیروهای مسلح یافت تا در سایه برای روز مبادا باقی بماند.
پس از تصمیم رهبر برای برکناری طائب از فرماندهی بسیج، فرمانده سپاه سه نفر را برای جانشینی وی به رهبر پیشنهاد می دهد که در کمال ناباوری، رهبر نفر چهارمی را خود برای این سمت مهم در نظر می گیرد، یک بعثی بنام سردار محمدرضا نقدی.
در احکام جدید رهبر، همچنین سردار سلامی به سمت جانشین فرماندهی کل سپاه منصوب شد تا سردار جعفری توسط یک جانشین ناخواسته، محدودتر شده و تحت کنترل بیشتری قرار گیرد. این جابجایی ها و بویژه استفاده از یک چهره منفور و مشکوک نظیر نقدی، فقط بدلیل بی اعتمادی رهبر نسبت به سپاه که ریشه در بدبینی عمومی وی دارد انجام گرفته و هیچ ارتباطی با حرکت بسمت تنش زدائی و آرام کردن اعتراضات عمومی ندارد.
حال باید دید که آیا اثری از بسیجیان رزمنده دوران جنگ، که با صدامیان و بعثیون جنگیدند و در عملیاتهایی که غالب آنها توسط جاسوسان نفوذی صدام، از پیش لو رفته و سبب تلفات سنگین و عدم هر گونه موفقیتی شد برادرانشان را از دست دادند، باقی مانده است که در مقابل انتصاب یک بعثی به فرماندهی اشان بایستند؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 7:41  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

بعد از سرحلقه‌گي سرکوب‌هاي پس از انتخابات اينک

حسين طائب در تدارک پروژه‌هاي جديد براي لوث کردن پرونده قربانيان خشونت‌هاي بعد از انتخابات

 

پس از اين که نوروز از سناريوي سعيده پور آقايي براي لوث کردن موضوع تجاوز، قتل و شکنجه در بازداشتگاه‏هاي کودتاگران طراحي شده بود پرده برداشت، يک مقام آگاه در تماسي با موج سبز آزادي از ماموريت طائب در به انجام رساندن پروژه جديدي براي انحراف در پرونده جنايت‏هاي اخير و مخصوصا تجاوز به زندانيان خبر داد.

 
بعد از اين که پرونده تجاوز و شکنجه‌هاي غير متعارف در بازداشتگاه‌هاي وابسته به کودتاگران افشا شد و گروهي از آنان دست تظلم‌خواهي سوي چهره‌هاي اصلاح‌طلبي چون شيخ مهدي کروبي دراز کردند و به واسطه او در قوه قضاييه اقامه دعوا کردند، گروهي از پادوهاي دولت کودتا به سرپرستي حسين طائب مامور طراحي سناريوهايي شدند تا اين موضوع را لوث کرده و تجاوز و شکنجه‌هاي غيرمتعارف در بازداشتگاه‌ها را دروغ جلو دهند.
اگرچه اين روزها با افشاگري‌هاي شيخ اصلاحات و گروهي ديگر اين موضوع قابل انکار نيست و حتي به استناد بولتن محرمانه اعضاي موتلفه اسلامي در گزارش‌هاي رسمي شوراي عالي امنيت ملي نيز اين موضوع مورد تاييد قرار گرفته است، اما افشاي سناريوهاي طراحي شده، مي‌تواند سرنخ‌هاي خوبي براي رسيدن به آمران و عاملان چنين جنايت‏هايي به آزاديخواهان و حتي چهره‏هاي معتدل و مومن اصولگرا بدهد.
 
البته بعد از اين که تصاويري از خبر درج شده در بولتن محرمانه موتلفه اسلامي در موج سبز آزادي منتشر شد، اين حزب با تاييد وجود چنين خبري در بولتن خود، اصل خبر را تکذيب و ادعا کرد که انتشار آن را ناشي از اشتباهات فني عنوان کرد.

طائب که پيش از اين سناريويي را درباره قتل ترانه موسوي اجرا کرده بود و با مجبور کردن فردي که عروسي به نام ترانه موسوي داشتند، خواسته بود اصل موضوع را لاپوشاني کند،  چند سناريوي ديگر نيزدر اين زمينه به مرحله اجرا در آورد که بعضي از آن‌ها از بدو ماجرا مشکوک بود و مورد توجه قرار نگرفت و ماهيت برخي از سناريوها هم در ميانه کار معلوم شد.
 
برخي از منابع آگاه از حسين طائب به عنوان يکي از عوامل  شکنجه‌هاي غير متعارف ياد مي کنند که اگر چه صحت و سقم اين خبرها کاملا معلوم نشده است اما تلاش‏‌هاي وي براي اجراي سناريوهايي چون سناريوي سعيده پورآقايي و ترانه موسوي خود تاييدي بر اين ماجرا است.
 
چنين تلاش‏هايي در حالي از سوي طائب و همکارانش انجام مي‌شود که انتقادها به او در ميان اصولگرايان نيز افزايش يافته و در برخي از نشست‌هاي خصوصي اصولگرايان او را به عنوان يکي از افرادي  مي‌شناسند که مسبب خشونت‌ها و پيچيدگي اوضاع کشور شده است.
 
 تا وقتي که کساني مانند طائب حداقل به خاطر اجراي سناريوي ترانه موسوي که دروغ بودن آن روشن شده است و در نامه شيخ مهدي کروبي به جزييات آن اشاره شده بود  و رادان  که اغلب بازداشت شدگان کهريزک از او حضور او در شکنجه‌گاه کهريزک خبر داده‌اند، به پاي ميز محاکمه کشيده نشوند، اقدامات مقامات عالي‏رتبه کشور بيش‌تر جنبه نمايشي دارد و به قصد انحراف افکار عمومي و فريب مراجع و منتقدان مذهبي است.
 
گفته مي‌شود غيبت طولاني مدت رسانه‌اي طائب و رادان نيز به توصيه همين مقامات صورت گرفته و براي فراموش شدن نقش آن‏هاست وگرنه طائب همچنان مشغول همکاري با کودتاگران و اجراي سناريوهايي است که در اکثر موارد به علت آگاهي ملت از دروغ‏گويي و فريب‏کاري کودتاگران ناکام می ماند .
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 22:54  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

سردار قاسمي در جمع بسيجيان:

آدم وقتي برنامه‌هاي راديو جوان را گوش مي دهد،‌غسل واجب مي شود !!

اگر روزی دیدیم که اهالی شوش و... هم پشت سر ما نبودند باید فرار کنیم !!

سردار قاسمی (رهایی)





سلام:قاسمی علت اعتراضات خیابانی را وجود "کتب علوم سیاسی و اساتید مسموم
دانشگاه‌ها"عنوان کرد و گفت:دانشگاه مركز فساد است و باید مرکز فساد را
خشکاند.
سردار مسعود قاسمي با اشاره به اینکه رهبری فرمودند در جنگ نرم اعتقادات
ما را می‌گیرند و در حوادث اخیر این گونه هم شد، با تاسف اظهار داشت: در
تهران غالب آراء پشت سر آقا نبود که ایشان از این قضیه ناراحت است، ولی
نمی تواند به روي خودش بياورد.

به گزارش سلام اين سردار دفاع مقدس كه در جمع بسيجيان دانشگاه امام صادق
سخن مي گفت با انتقاد از فضاي فرهنگي كشور گفت:آدم وقتي برنامه‌هاي راديو
جوان را گوش مي دهد،‌غسل واجب مي شود و اگر از شنيدن آنها طوري‌اش نشود ،
مريض است.

وي ادامه داد:وقتي زن در اتومبيل به همسرش مي گويد كه راديو را خاموش كن
، شوهر مي گويد به خدا اين راديو جمهوري اسلامي است و نماينده ولي فقيه
بالاي سر آن است.در برنامه ها براي جانبازان وقت زيادي ندارند، اما
بلافاصله "قلي" آماده است كه ساز خود را بنوازد

همچنين در حاشيه اين  مراسم زماني كه دانشجويان در مورد عدم پخش ربناي
شجريان در ماره رمضان سخن مي گفتند ، قاسمي به آنها گفت كه مرده شور جبهه
اسلام را ببرند كه ربناي شجريان موضوع اصلي آن است.


اين فرمانده سپاه هواداران جنبش سبز در راهپیمایی روز قدس تهران را 2
میلیون نفر اعلام کرد اما با اشاره به شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای
ایران" گفت: " 2 میلیون نفر در این تظاهرات شرکت کردند؛ بالاخره
ساواکی‌ها،‌اعضای سازمان مجاهدین خلق و... به همراه خانواده‌هایشان هم در
این کشور زندگی می‌کنند و بخشی از جامعه را شامل می‌شوند!"

قاسمی علت اعتراضات خیابانی را وجود "کتب علوم سیاسی و اساتید مسموم
دانشگاه‌ها"عنوان کرد و خواستار حضور خود و سایر نظامیان در دانشگاهها شد
و گفت:" اگر نظام این اشكال را بپذیرد و ما بتوانیم به دانشگاه بیاییم،
این‌ها را توضیح خواهیم داد

وي همچنین از دانشگاه به عنوان"مرکزفساد" نامبرد و گفت:"باید مرکز فساد
را خشکاند و مگر دیوانه‌ایم که کف خیابان بیاییم و با چوب و چماق برخورد
کنیم كه البته در موقع لازم و هنگام خطر امنیت کشور آن کار را هم
می‌کنیم."

وی خطاب به اعضای بسیج دانشجویی گفت:"اعتراضات كساني كه در مناطق بالاي
پارك‌وي مي‌نشينند، چندان مهم نيست، ولي اگر روزی دیدیم که اهالی شوش
و... هم پشت سر ما نبودند باید فرار کنیم."

این فرمانده سپاه پاسداران که خود را"سردارفرهنگی" می نامد همچنین
خواستار سرکوب مردم و اعتراضات مردمی شد و گفت:"اگر کسی کف خیابان‌ها
بیاید نظام موظف است که با او برخورد کند که البته امیدواریم اینگونه
نشود، ولی افرادی که در خیابان‌ها آمدند باید بفهمند که مسموم شدند و این
قضایای اخیر داستان یک براندازی بود که قلب ولایت فقیه را نشانه گرفته
بودند."

وی با اشاره به حمایت های خانواده شهدا از اصلاح طلبان گفت: وقتی فرزند
همت این حرف‌ها را می‌زند باید شبها خون گریه کنم، البته من مقصرم ولی
وقتی که در دانشگاه‌ها آنها را چیزخورشان می‌کنند چه می‌توانم بکنم؟!"

وی همچنین مدعی شد که فرزندان خانواده های شهدا و از جمله فرزندان و
خانواده شهدایی چون همت و باکری ها تحت تاثیر استادان سکولار دانشگاهی به
حمایت از میرحسین موسوی و جنبش سبز برخواسته و در مقابل آیت الله خامنه
ای قرار گرفته اند و گفت"در کجای دنیا اینگونه است که استاد سکولار در
کلاس درس دانشگاه حضور یابد و در نتیجه آن حتی فرزند شهید هم در مقابل
آقا قرار گیرد؟!

جای تاسف دارد ...

البته انتظار بیشتری هم نیست!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 14:10  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  | 

 

بازار متجاوزین داغ است !شش نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان که معترض و افشا‌کننده‌ی قصد سوء استفاده‌ی جنسی حسن مددی، معاون دانشگاه زنجان، از یک دانشجوی دختر بودند، مجازات می‌گردند. اتهام این دانشجویان "تشویش اذهان عمومی و تحریک به تجمع غیرقانونی به قصد برهم زدن امنیت کشور" است.


در این رابطه بهرام واحدی، سورنا هاشمی، آرش رایجی، پیام شکیبا و محمد حسن جنیدی، به یک سال زندان و علیرضا فیروزی به یک سال و چهار ماه زندان محکوم گردیدند.
حسن مددی هم‌اکنون در سمتی دیگر در وزارت علوم به کار مشغول است.

نگران نباشید دولت خدمت گذار نگهدار ناموس ملت و حتی زندانیان است!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 22:22  توسط آن یک که معتقد به خدا بود وآن یک که نبود  |